ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

516

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

تمام بر بايد گرفتن كه اگر بجاى بگذارى مردمان گويند بنا كه ايشان بكردند ديگر ملكان بر نتوانستند شكافتن و خراب كردن ! و چنانك بود تمام برشكافتند [ 1 ] واسط : سليمان عليه السلام يكى شهر بنا كرده بود به نزديكى واسط كه آن را اورندوره [ 2 ] گفتندى ، و آن را پنج در بكرده بود از آهن بر دست ديوان كه آدميان چنان نتوانستند كردن ، پس چون حجاج بن يوسف واسط بنا كرد و آن را ( 342 - آ ) چهار در ساخت و آن درها از واسط [ 3 ] بياورد و بر آنجا آويخت ، و ديگر در بماند ، و بيرون از شهرستان ربضى [ 4 ] كرد و آن ربض را چهار در كرد يكى باب الشام و يكى باب خوراسان و يكى باب الكوفه و يكى باب البصره ، و آن در برابر باب البصره آويخت ، و يكى در ديگر از مصر بياوردند كه بر كوشكى بود عظيم از روزگار عمالقه ، و بر باب الكوفه آويخت و باب الشام را درى بفرمود و آن از همه كمتر است ، [ كوفه ] [ 5 ] : شهريست كه بر راه حج نهاده است و در بلاد اسلام از آن معمور تر شهرى نشان نميدهند و بسيار كس از بزرگان اسلام آنجا نهاده‌اند و در باب حفاير گفته آمدست و اينجا باز گفتن معنى ندارد . سامره : و چنين روايت است و خوانده‌ام كه به اول روزگار سام بن نوح عليهما السلام آنجايگاه را خوضى [ 6 ] خواندندى ، و چون فرزندان نوح ببابل جمع شدند سام

--> [ ( 1 ) ] كامل 5 ص 213 گويد : نشنيد و از خراب كردن آن دست بداشت [ ( 2 ) ] كذا و اورند بپارسى بمعنى دجله است - و اورندوره ، جائى به نظر نرسيد . ياقوت گويد : زمينى كه واسط در آن بنا شد از دهقانى بود نام او داوردان ( ج 8 ص 380 ) و باز گويد : حجاج پس از ساختن واسط براى قصر خود و مسجد جامع درهائى از « زندورد » و « دوقره » و « دير ماسرجيس » و سرابيط آورد و مردم آن شهرها ضجه كردند كه حجاج اين درها را از ما به غصب برده است و حجاج اعتنائى ننمود ( ص 381 ) و ظ : الزند ورد ، اورندوره شده است ! [ ( 3 ) ] كذا و ظ : از آن شهر [ ( 4 ) ] ربض ، بفتحتين ، آبادانيهائى كه بيرون از حصار اصلى شهر است ، كه امروز آن را حومه گويند و گاه بوده است كه بر گرد ربض هم حصارى ميكشيدند و باز بيرون آن حصار ربضى ديگر بوجود ميامده است و درون شهر را شارستان گويند . [ ( 5 ) ] در اصل بغداد ، و بغداد مكرر است و از شهرهاى اسلامى كه مقابر بزرگان در وى باشد و بر راه حج نهاده باشد جز كوفه نيست [ ( 6 ) ] ظ : جوخى . قال الياقوت : و كان سام بن نوح . . . يصيف بقرية . . . ثمانين و پشتو بارض جوخى ( 5 ص 13 ) .